تبليغاتX
شاهین نجفی
موسیقی رپ اعتراض


راديو فردا
http://radiofarda.com




ما مرد نيستيم»؛ اين نام تازه ترين آهنگ يک گروه رپ ايرانی در آلمان است. گروهی به نام «تپش ۲۰۱۲». اين گروه از دو سال پيش کار خود را آغاز کرده و به تازگی شاهين نجفی، ترانه سرا و گيتاريست اين گروه به آن ملحق شده است.

اين ترانه از سيزده ارديبهشت ماه امسال روی سايت  YouTube    قرارگرفته است و تاکنون بيش از ۳۱ هزار بازديد کننده داشته است.

ترانه از جامعه سنتی ايران و از ستمی که در طول ساليان بر زن ايرانی رفته است حکايت می کند.

اميد پور يوسفی، موسس و سرپرست گروه «تپش ۲۰۱۲» به رادیو فردا می گويد: «۲۰۱۲» اشاره به پروژه ای است که همه اعضاء گروه برای رسيدن به آن تلاش می کنند.

وی می گويد:«تپش ۲۰۱۲ يک گروه موسيقی نيست. بلکه سازمان و پروژه ای باز است که ما دو سال است کار روی آن را شروع کرده ايم.»

اميد می افزايد: «هدف ما در اسم اين گروه است. ما دوست داريم در سال ۲۰۱۲ در ايران کنسرت بدهيم. فکر می کنم يکی از معدود گروه های ايرانی باشيم که هدف مان را را در اسم گروه مان گنجانده ايم. اينشتين را مثال می زنم که می گويد: تصور از دانستن مهمتر است. ما اگر تصورش را داشته باشيم شايد بشود.»

اميد پوريوسفی که تا چهارده سالگی در ايران بوده، اکنون سال هاست که در آلمان زندگی می کند. وی می گويد که خود تا حدی جو سنتی و مردسالار ايرانی را تجربه کرده است.

 
وی پيش از آغاز پروژه تپش ۲۰۱۲ سه بار به ايران سفر کرد.
 

خود او درباره سفرش به ايران می گويد:«بر خلاف کسان ديگر که برای ديدار خانواده به کشورشان می روند، من با اين هدف رفتم که بروم و ببينم که اصلاً درد کجاست؛ مردم چه می گويند و به خاطر همين هم هر روز در تهران، از اين طرف به آن طرف می رفتم؛ سوار اتوبوس، با اين و آن صحبت می کردم. اين (مشکل) را کاملاً تجربه کردم و حس کردم که اين مشکل ريشه دار است.»

از اميد پور يوسفی درباره تجربه شخصی خود او می پرسم و اينکه آيا تاکنون زندگی در محيطی مردسالار را آزموده است؟

اميد می گويد:«با اينکه اقوام ما که در تهران زندگی می کنند، آدم های مدرن و تحصيل کرده ای هستند، مشاهده کردم که زن، نقش دوم را بازی می کند و اين باعث درد است. در خانواده خودمان هم با اينکه پدر و مادرمان آدم های تحصيل کرده ای هستند، مرد سالاری را کاملاً احساس می کنيم. در دل پدر من [با وجود سال ها زندگی در يک کشور اروپايی]، هميشه يک مرد سالاری وجود دارد و برای مادرم هم بعد از پنجاه، شصت سال هنوز اين مساله قابل هضم نيست.

شاهين نجفی، سراينده شعر ترانه «ما مرد نيستيم» از زاويه ای شاعرانه تر و انسانگرايانه به قضيه نگاه می کند.

وی می گويد: « برای من تجربيات، فقط اتفاقات روزمره زندگی نيست بلکه اتفاقاتی است که در ذهن انسان می افتد. حتی تجربه ای که برای ديگران و انسان های ديگر اتفاق می افتد می تواند بر روند فکری انسان اثر بگذارد. با آن احساسات ارتباط برقرار می کنيم. اتفاق ديگران اتفاق خود ما می شود.»

اميد پور يوسفی می گويد که پس از قرار دادن اين آهنگ بر سايت You Tube    بسياری از مردان از شنيدن آن خشمگين شده اند و اين ها را می توان از نظراتی که پای اين آهنگ گذاشته اند نيز دريافت.

اين گفته را با شاهين نجفی ترانه سرای اين آهنگ که دو ماه است به گروه پيوسته در ميان می گذارم.

وی می گويد: «اين مسئله ای ست که متاسفانه وجود دارد و شما اگر چشمتان کج باشد و کسی اين را به شما گوشزد کند ناراحت می شويد.ما وقتی عيب و ايرادی را که داريم کسی بگويد ناراحت می شويم و وقتی اين اتفاق از طرف هم جنس ما، هم طبقه ما و دوست ما انجام می شود، برای ما سنگين تر است.»

شاهين نجفی کار خود را در ايران به عنوان ترانه سرا آغاز کرده است. در نوجوانی به خواندن و نوازندگی گيتار روی آورد. مدتی سرپرست يک گروه موسيقی زيرزمينی در ايران بود و پس از افزايش فشارها به آلمان آمد.

در آلمان مدتی سرپرست گروهی به نام «اينان» بود و اکنون هم خواننده و نوازنده گروه «تپش ۲۰۱۲» است. گروه رپ «تپش ۲۰۱۲» هفت عضو دارد که برخی ايرانی و شماری ديگر نيز از مليت های گوناگون هستند.

از اين گروه، تاکنون دو آلبوم به نام های «ما ايران هستيم» و «از تهران تا برلين» منتشر شده است و آلبوم سوم گروه نيز در راه است.


امیر زمانی فر

راديو فردا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:24  توسط شاهین نجفی  | 

فرهنگ و هنر | 04.05.2008

موسیقی اعتراض و واقعیت: موفقیت ترانه رپ "ما مرد نیستیم"

از روز پنجشنبه اول ماه مه ترانه رپی بنام “ما مرد نیستیم“ روی سایت اینترنتی معروف یوتیوب قرار گرفته است. در عرض ۳ روز اخیر بیش از ۷۴۰۰ نفر این ترانه را گوش داد‌ه‌اند. این رپ با شعر و صدای شاهین نجفی و با موسیقی گروه تپش ۲۰۱۲ است. چه چیز این همه بیننده و شنونده را جذب این ترانه کرده است؟

رپ "ما مرد نیستیم" با هر مصراع، گویی بر صحنه‌ای از زندگی زن دردمند ایرانی نور می‌اندازد و از آن عکس می‌گیرد. تظاهر به باکرگی‌، خودسوزی، انزوا، حجاب، تحمل تحقیر و خشونت، بازیچه بودن برای هوس‌های جنسی مرد. شاهین نجفی، شاعر و خواننده این رپ، واژه‌ها را دقیق انتخاب کرده است. هر مصراع دردی را بازگو کرده، انتقال می‌دهد. موسیقی این رپ از گروه تپش ۲۰۱۲ است، گروهی ایرانی – آلمانی به سرپرستی امید پوریوسفی، که از سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرده و در آلمان از رسمیت و شهرت برخوردار است. شاهین نجفی سال پیش همکاری‌اش را با این گروه آغاز کرد.

نجفی ۲۷ سال دارد و تا سه سال پیش در ایران زندگی می‌کرد. در آنجا به تحصیل در رشته جامعه‌شناسی مشغول بود و با گروههای موسیقی زیرزمینی پاپ و اسپانیولی و راک همکاری داشت. وی که سه سالی است از تهران به کلن آمده است، در آلمان نخست با گروه "اینان" همکاری داشت.

پیشتر شاهین نجفی پاپ و راک می‌خواند. اما به گفته خودش این زمینه‌ها برایش ارضاکننده نبودند. او دوست دارد بتواند در ترانه‌هایش زندگی اجتماعی را مثل رمان به تصویر بکشد. رپ این امکان را در اختیار او می‌گذارد. وی می‌گوید: «یک چیزی که در رپ وجود دارد، این است که شما این امکان را دارید که یک چیز را به تصویر بکشید. یعنی اگر این قدرت را داشته باشید که از ایماژهای جملات استفاده کنید، از تصاویر ذهنی استفاده بکنید، جلوی مخاطب یک تصویر سینمایی بوجود می‌آورید. آن نفر دیگر گوش نمی‌کند، بلکه کار را می‌بیند. دیگر فقط نمی‌شنود، بلکه انگار دارد جلویش اتفاق می‌افتد. رپ می‌تواند واقعیت تلخ اجتماعی ایران و حتی کسانی که خارج از ایران هستند را بازتاب دهد.»

"ما مرد نیستیم" در عرض مدتی بسیار کوتاه از طریق اینترنت بازتابی وسیع داشته است. از روز اول ماه مه که ویدیویی از این رپ در سایت اینترنتی "یوتیوب" قرار گرفته تا بعدازظهر روز یکشنبه (چهارم ماه مه) که این گزارش نوشته می‌شود ۷۴۶۲ نفر از آن دیدن کرده‌اند. یعنی حدودا یک نفر در هر دقیقه.

یقین است که شعر، موسیقی و اجرا، سه عامل تعیین کننده برای موفقیت هر ترانه‌ای هستند. و در مورد ترانه "ما مرد نیستیم" این سه عامل به خوبی در کنار هم قرار گرفته‌اند. اما آنچه بیش از همه برای بازتاب و پذیرش این ترانه رپ نقش ایفا کرده، آن است که شعر آن منعکس کننده روح زمان است.

شعر در چارچوب نشان دادن بدبختی‌های زن ایرانی باقی نمی‌ماند؛ نمی‌تواند هم باقی بماند. جنبش زنان در ایران با نیروی تمام به جلو می‌رود. شاعر به تسلیم و سازش‌پذیری مردان در برابر قدرتمندان معترض است. قهرمانان و پهلوانانی چون رستم، دیگر وجود ندارند. نجفی می‌گوید: «شاید من دارم خطاب به زن صحبت می‌کنم. شاید به نوعی هم با مردها صحبت می‌کنم. شاید به نوعی آن غیرت اجتماعی و تاریخی مردها را می‌خواهم به جوش بیاورم که آقا بلند شوید، حرکتی. اتفاقی.»

شاهین نجفی (سمت راست) و امید از گروه تپش ۲۰۱۲Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: شاهین نجفی (سمت راست) و امید از گروه تپش ۲۰۱۲ "ما مرد نیستیم" زنان را به رهبری جنبش آزادیخواهی فرامی‌خواند. شاعر این نیرو را در زنان می‌بیند. چون زنان این نیرو را از خود نشان می‌دهند، در همه زمینه‌ها. مردان راهی ندارند به جز پذیرش آن. زندگی سه ساله در غرب نیز به شاعر امکان بیشتری برای دیدن امکانی داده است که زنان می‌توانند برای استقلال و رشد داشته باشند. شاهین نجفی می‌گوید: «مردها به این نقطه رسیده‌اند و در جوامع یک مقدار عقب‌تر هم مطمئنا خواهند رسید که زن را باید باور کنند. دیگر حتی این جمله جالب نیست که بگویند "ما به زنها میدان می‌دهیم". زن میدان خودش را بدست آورده و دارد کار می‌کند. تو چه بخواهی، چه نخواهی، چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، زنها به قول معروف میدان را در دست دارند و دارند کار می‌کنند و هیچ کس هم با آنها نباشد، می‌توانند کار خودشان را بکنند.»

شاهین نجفی از استقبالی که تا کنون از کارش شده، بسیار متاثر است و آن را نتیجه درد مشترک بسیاری از زنان و مردان می‌داند، دردی که وضعیت اجتماعی ایران در اعضای جامعه آن بوجود آورده، بی‌آنکه حتی خود بدانند: «آنچه را شما در خانواده - البته امیدوارم کسی این را در خانه تجربه نکرده باشد - در اطرافیانتان، در کوچه و خیابان می‌بینید، این درد در درون شما بدون اینکه شاید احساس بکنید بوجود می‌آید و یک زمانی بیرون می‌زند. هنر یک راهی است که شما با آن این درد را بیرون بدهید. به قول صادق که می‌گوید من برای سایه خودم می‌نویسم، من هم حقیقتا هیچ وقت فکر نمی‌کردم که به چنین کاری انقدر گوش کنند و با آن ارتباط برقرار کنند. الان هم وقتی می‌بینم ، و روز اول که دیدم که کار انقدر گرفت، به جای اینکه خوشحال بشوم، گریه‌ام گرفت و گفتم که واقعا این دردی است که همه احساس می‌کنند و دردی است که همه دارند. مسائلی است که دارند و خود مردها هم می‌بینم که صحبت می‌کنند. مردان خودشان هم ناراحتند و این مسئله را احساس می‌کنند . و من باور دارم که وضعیت زنان در ایران روز به روز به شدت قوی‌تر می‌شود و آینده ایران مطمئنا با تصمیم زنها تغییر خواهد کرد.»

استقبال از رپ "ما مرد نیستیم" به نظر شاهین نجفی روزنه امیدی را هم برای هنرمندان جوان و کوشا در ایران باز می‌کند. وی برای آنان پیامی دارد: «من مایلم از این فرصت استفاده کرده، بگویم که این کار در عرض این چند روز فقط نشان داد که – این را خطاب به کسانی می‌گویم که موسیقی کار می‌کنند – ناامید نشوند و بدانند که حتی اگر کاری را هیچ شرکتی ساپورت نکند، هیچ کس به این دلیل که این کار می‌خواهد حرف بزند این کار را پشتیبانی نکند، حتی سایتها هم قبول نکنند که این کار را پخش کنند، باز هم این نشان می‌دهد که کاری که انگشت روی مسائل حساس می‌گذارد و حرف دل را می‌زند و می‌خواهد با واقعیت طرف شود، مثل خیلی کارهایی که در ایران هم هست و دارد پخش می‌شود، این کار اثر خودش را می‌گذارد و آینده موزیک ایران به توسط آن شرکتهایی که ما می‌شناسیم که چه کسانی را رو می‌آورند، تعیین نمی‌شود. و موزیک اصیل ما، اصیل از نظر معنایی می‌گویم، با موسیقی اعتراض و آن چیزی که واقعیت جامعه ما را بازتاب می‌دهد تعریف خواهد شد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:31  توسط شاهین نجفی  | 


"ما مرد نیستیم" در عرض مدتی بسیار کوتاه از طریق اینترنت بازتابی وسیع داشته است. از روز اول ماه مه که ویدیویی از این رپ در سایت اینترنتی "یوتیوب" قرار گرفته تا بعدازظهر روز یکشنبه (چهارم ماه مه) که این گزارش نوشته می‌شود ۷۴۶۲ نفر از آن دیدن کرده‌اند. یعنی حدودا یک نفر در هر دقیقه


.
ye gozaresh az ma mard nistim ke deutsche welle dar alman tahiie karde



be adrese zir morajee konid:



http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3311081,00.html
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:17  توسط شاهین نجفی  | 

 

مثل اون دختری که پردشو دوخته            و اون که پول نداشت تو آتیش سوخته

مثل مادرم با اون زندگی زوری                   زنی که خلاصه شد تو قابلمه وقوری

کسی تا حالا نتونسته ببینه بدنشو          کسی از سر نتونسته بگیره روسریشو

می گفت بعد مرگ میبرنش جهنم            می گفت آدم و از سرمو آویزون میکنن

 گفتم :مگه نگفتن پهشت زیر پای شماست   مامان بهشت سر کاریه بیا دنیا رو بچسب

می گفت.اذون داره میگه مو تنم سیخ شده    گفتم:می ترسی ترس به روحت میخ شده

   هفتاد سال زن بوده یعنی کلفت                  یعنی چیزی تو زندگیش ندید جز خفت

زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم           زنی که استحاله کرده بودنش تو فرم

کسی که خیانت نکرد به شوهر چی شد؟    : پنجاه سال فحش شنید و کتک خورد

باید تو سری بخوره بمیره نفس نکشه        عکس هیچ پرنده ای رو بی قفس نکشه

زنی که همیشه یه سایه اونو می پایید   عروسکی که مرد به هر شکل باهاش می خوابید

تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم      تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم

مث وطن شدی همدم ولگردا                تقدیر تو دست توی  واسه فردا 

 
ماکه از مردی مردیم و  چیزی ندیدم                            از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم
 
 
که اگراونم بودامروز حتمن کراکی بود
رستم امروز از جنس بد شاکی بود
رستم اگر بود واسش جرم میساختن
تو گردنش آفتابه لگن مینداختن
شاید میرفت جنگ و بر میگشت احترام داشت
سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت
رستم میتونست حتی به قولی گنجی شه
یه کم  کانت و پوپر بخونه فرنگی شه
میشد اسلام رو سکولاریستی  تعبیر کنه
میشد قرآن رو تو هرمنوتیک تفسیر کنه
میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه
میشد جک بگه معترض تعبیر بشه
شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت
اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت
تو هر عید میرفت تو کنسرتا میرقصید
دیگه حرف سیاسی نمیزد ، می ترسید
 
خانم ما مرد نیستیم رومون خط بکش
پرچم رو بگیر خودت بشو رئیس جنبش
ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش
یه کم از عطر غیرتت رو ما هم بپاش 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:59  توسط شاهین نجفی  | 



ahange ma mard nistim belakhare tawasote yek site music baraie awalin bar wa baed az 2 ruz pakhsh mishe .be har hal kare shaghii bud
.

rapsun :

http://www.rapsun.com/index.php


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:59  توسط شاهین نجفی  | 


fotofilme in ahango dar linke paiin bebinid (عطرِ زن ) ما مرد نيستيم






http://de.youtube.com/gijgah

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:55  توسط شاهین نجفی  | 


in ahang ra be jonbeshe zanan dar iran taghdim mikonam

be in adres berawid wa ahang ra begushid!!!

http://www.tapesh-2012.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:40  توسط شاهین نجفی  | 


آزادی مفهومیست چالش بر انگیز که بار ها مورد کنکاش قرارگرفته است.در مجموع تعابیری اینچنینی که می توانند روحی فضایی داشته باشند همیشه دستخوش تفاسیری غلط قرار گرفته اند.در منشور سازمان ملل از آزادی به عنوان قدرتی متعلق به انسان برای انجام هر کاری تا جایی که به حقوق دیگران آسیب نرساند یاد شده است.البته این تعریف ـ که انسان را به عنوان شهروندی در جامعه ی مدنی در برابر انسان به عنوان بشری آزاد از خویش قرار می دهد ـ به درستی توسط مارکس نقد شد.چرا که هنوز گزاره های مذهب ـمالکیت ـبرابری وامنیت در آن مجهول بود.اما در سیستم فکری و اجتماعی جوامع دست چندم همچون ایران این داستان شکلی تراژیک می یابد.چرا که به دلیل تداوم تاریخی تسلط حکام خودکامه ی دین مدار مجال برای رشد هر جنبه ای از تعریف کلی آزادی در نطفه خفه شده است.با اینکه صرف رهایی دولت از مذهب نمیتواند تضمین کننده ی آزادی بشر باشد امادر تعریفی هگلی رهایی دولت از هر شکلی از اقتدارگرایی در شکل گیری دید هستی شناسانه ی آن اساسی خواهد بود.مذهب به زعم نیچه نیز آن قسمت از روح شکست خورده ی بشر یا شکست خوردگان تاریخی را در بر می گیردکه در سیری تاریخی توسط جریان قدرت برای مهار بشر بازیافت میشود. پس طبیعی ست که دربرابر نقد آن دولت یا قدرت دینی و مردم مذهبی به عنوان کارگزاران و کاربران این پروژه واکنش نشان دهند. دولت اسلامی درایران به عنوان سردمدار مبارزه با نقد دینی وروشنگری گوی سبقت را از همه ربود و در این راه دست به زیرکانه ترین سفسطه ها زد.اما تلاش روشنفکران مذهبی و در برحه ای از زمان همدلی شاخه هایی از جریان چپ برای تطهیر دین و هماهنگ نشان دیدن آن با فرهنگ مترقی جامعه بیشترین سود را برای آن به همراه داشت.از همین رو سیر رو به جلوی نقد دین به تعویق افتادو هنوز برای بسیاری از ایرانیان حساب دین از حکومت جداست در صورتی که به درستی میتوان اثبات کرد که ماهیت اسلام چیزی جز آنچه که حکومت ایران به آن عمل میکند نیست.اصولگرایان اسلامی حقیقت اسلام را به روشنی نشان داده اند و سوال این است که اصرار روشنفکران مذهبی برای تفسیری نو و لوترمابانه از آن در چیست؟ این دیدگاهی عوام فریبانه است که اینان نقد را تنها محدود به مفهوم ولایت فقیه و حکومت اسلامی مینمایند و هیچگاه سعی دربه چالش کشیدن دین نکردند.دین در دموکرات ترین حالت خود نیز معنای آزادی را بر نمیتابد.مذهب شناخت انسان از خود از طریقی غیر مستقیم و از طریق یک میانجی میباشد واین تعبیر با آزادی به مثابه قدرتی پراتیک و مستقیم در تناقضی آشکار است.از همین رو به تعبیر مارکس انسان مذهبی خود را مدام درتعارض با شهروندی اش ودیگر انسانهای عضو جامعه میبیند.در نهایت تصور آزادی با تفکر مذهبی دیر یا زود انسان را دچار یک سردرگمی دردناک میکند.انسان توان تطبیق زندگی واقعی با دنیای آسمانی دین را از دست میدهد.شاید به نوعی بتوان این سرگشتگی را در نوشته های روشنفکرانی مذهبی همچون شریعتی ـ گنجی و سروش مشاهده کرد .چیزی که آنان هیچگاه به آن پی نبردند معنای این جمله از مارکس بود:

نقد مذهب نطفه ی نقد جهان اشکباری است که مذهب هاله مقدس آنست.


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:42  توسط شاهین نجفی  | 






نويسنده: مسيح علي نژاد

زمان زيادي از رو زهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست هاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفين ها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دست هاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفين ها دوباره در برابر چشمانم زنده شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفين هاي جزيره. پس از تحمل ساعت ها گرسنگي و بي غذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون مي آيد، دلفين ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال مي جنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع مي شوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك مي دهند. با اشاره اي ديگر از سوي صاحب لقمه هاي از پيش مهيا شده، ناباورانه مي بينيم كه از گلوي اين بي زبان هاي زيبا، صدا هايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش مي رسد. مرد جوان مغرور از همراهي دلفين ها آواز غريب دلفين ها را رهبري مي كند، دلفين ها بلندتر مي خوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل مي بازد و آسمان جزيره پر مي شود از شور و شعف كساني كه هم پا و همراه شدن دلفين ها با مرد جوان را به بزم نشسته اند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيبايي هاي بي نظيرش، سمفوني گرسنگي و گردن كجي و گدايي و گريه دلفين ها بود براي لقمه اي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.
 
 
اين روزها كه ساكنان قواي اجرايي و تقنيني ابايي از اعتراف به كمرشكن شدن گراني و تورم در معيشت مردم ندارند و رئيس دولت تورم را <طعم تلخ> تعبير مي كند و وزير بازرگاني هم در پاسخ به اعتراضات نمايندگان در صحن علني مجلس، گراني را <غيرقابل كنترل> مي خواند شايد همدلانه تر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفين ها را به حكايت غريب تر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيس جمهورشان در سفرهاي استاني حلقه مي زنند تعميم داد و از پيشداوري ها و متهم شدن به جنگ رواني و سياه نمايي ها نهراسيد. دست هايي كه در آسمان استان ها مي چرخد تا موج نامه ها و شكوه هاي ملتي را پارو كند تداعي گر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفر هاي استاني حلقه مي زنند تداعي گر كدامين نياز و احتياج هستند؟
 
 
مردمي كه پس از اخراج كامل اصلاح طلبان از گردونه تصميم گيري كشور به جاي شعار اصلاحات سياسي، سينه سپركردن مرداني را ديدند كه تحول معيشتي و توزيع عدالت در زندگي روزمره را وعده داده بودند، اينك خود را به رئيس جمهور مي رسانند تا متناسب با همان وعده ها، نامه مكتوب كنند و بعيد است كسي به منظور نگراني اش از موانع ايجاد شده براي دستيابي ايران به فناوري هسته اي يا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ايران در ماجراي دستگيري و احضار زنان و دانشجويان يا ناديده انگاشتن مباني گفت وگوي تمدن ها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدني يا تقويت ادبيات ديپلماتيك در مراودات بين المللي به احمدي نژاد نامه بنويسد. آنان كه فريادشان از تورم و گراني هايي كه تا ديروز در دولت و مجلس انكار مي شد و به تازگي اصرار مي شود تا قصورشان را به گردن ديگري بيندازند، قطعا صف نشين و صدرنشين نامه نويسان به رئيس دولت هستند. جمعيت ديگر كساني هستند كه پشت درهاي بسته نظام نامنظم اداري جامانده اند و از آن جايي كه خلق و خوي آقاي رئيس در پيش بردن و مسكن هاي آني گذاشتن بر دردهاي عميق را مي دانند، شكوه نامه به محضر رئيس آورده اند. نمي توان كساني كه به دنبال بخشش بهره هاي بانكي يا دريافت وام ها و كمك خرج عروسي و تحصيل و اشتغال هستند را در صف نامه نگاران نديد. صداي فرياد توليدكنندگان و سرمايه گذاران ورشكسته، كارگران بيكار مانده، حقوق بگيران و بازنشستگان بي حقوق مانده هم از ميان جمعيت بلند است. از گلوي اقشار مختلف جامعه صداهايي هماهنگ اما ناهمگون بيرون مي آيد و چشم هايي خيره به آقاي رئيس است تا لقمه اي فراخور گرسنگي شان از آستين بيرون آيد تا هم او كه پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او كه پاسخ داده به لذت اين خرسندي ببالد و هم تماشاگران به وجد آيند و براي وجهه مردمي آقاي رئيس دستي به نشانه شعف بالاببرند و هورا بكشند.
 
 
در اين رهگذر نيز چه بسا فضايي حاصل مي شود كه در بزنگاه هاي انتخاباتي وعده هاي چرب تري مانند پرداخت مستقيم يارانه ها به مردم، جمعيتي را بيشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زيربنايي كشور به وجد مي آورد.
 
 
و اما اينك در شرايطي كه ناشران، نويسندگان، صاحبان انديشه متفاوت با جريان حاكم، دانشجويان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبش هاي اجتماعي، رانده شدگان از عرصه سياسي و حزبي، منتقدان خودي و غيرخودي اعم از اصلاح طلبان ردصلاحيت شده، وزراي بركنارشده، مديران مستعفي، همراهان حذف شده دولت و در نهايت جمعيت مايوس و خاموشي كه صدايي از آنان در آخرين انتخابات كشور به گوش نرسيده است، هيچ سهمي در نامه نگاري به رئيس جمهور ندارند، به راحتي مي توان كنكاش كرد كه جمعيت حلقه زده به گرد رئيس جمهور چه كساني هستند، چه آواز تلخي را براي رئيس دولت مي خوانند و چه مي خواهند و سپس بايد متناسب با خواسته هاي آنان ثبات و پايداري در مديريت را پيشه كرد تا مبادا به تعبير مقام رهبري <عدالت بدون پيشرفت تنها منجر به برابري در فقر شود.> در غير اين صورت است كه خالق سفرهاي استاني و خالق نامه نگاري هاي مردمي در دولت جاري تبديل مي شود به خالق كنسرت هاي غم انگيزي كه در آن، جمعيتي گرسنگي شان را آواز بخوانند و جمعيتي ديگر سرمست و دلخوش به اين همراهي هاي از سر نياز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمي، غافل از آنكه اين سمفوني گرسنگي و گردن كجي و گريه است كه به رقص و آوازي تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهايي اشك هاي خود آقاي رئيس را هم جاري مي كند چرا كه راز دلفين هاي گرسنه را تنها كسي مي داند كه خود مسبب به وجود آمدن نياز و احتياج آنها است.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 1:10  توسط شاهین نجفی  | 




video





http://news.gooya.com/didaniha/archives/2008/04/070841.php


خبرنامه گويا






+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:36  توسط شاهین نجفی  |