|
گفت و گو با شاهين نجفي
روي صحنه وحشي مي شوم
گفت و گو با شاهين نجفي، دانشجو و خواننده و اينک مقيم آلمان تازگي هاي بسياري داشت؛ از جمله آشنايي با چهره ديگري از نسل جوان ايران. فکر اين مصاحبه هم با شنيدن يک آهنگ شروع شد: ما مرد نيستيم. مصاحبه را روي «مسنجر» انجام داديم و با چراغ خاموش...
مصاحبه محسن نامجو با رادیو زمانه
میخواهم ببینم که آیا حرفت را درست درک کردهام؛ اینکه از شرایط ایران خیلی ناراضی نبودی که آمدی بیرون. بیرون آمدی که فقط یک سکوی پرتابی باشد و چیزی باشد که بتوانی آرامش پیدا کنی، فکر کنی که برای آیندهات میخواهی چه کاری انجام بدهی و اینکه اگر لزوم آن را ببینی به ایران برمیگردی؟
دقیقاً برمیگردم. حتا اگر برگشتن من موجب واکنشهایی از طرف دولت باشد. دولتی که از آن خوب نمیگویم، دارم از آن بد میگویم. کما اینکه من یک بار این تجربه را داشتهام.
سال گذشته من مدتی خارج از ایران بودم و وقتی برگشتم صادقانه بگویم که من را اذیتی نکردند. اما در همین حد که در فرودگاه با من قرار بگذارند که این جلسات را بیا و توضیح بده که این کارها چه بوده و کارهایت را چه کسی در اینترنت منتشر کرده است.
سوال و جواب در این سطوح بوده است و هیچ بعید نیست این بار که من بر میگردم همان باشد یا نباشد و یا بدتر از آن باشد و یا اصلاً هیچ چیز وجود نداشته باشد.
منظور من از همهی این پرحرفیها این است که یاد بگیریم اینقدر از ایران و رژیم ایران ننالیم و مقداری قضیه را بزرگتر ببینیم. یعنی اینکه ما بگوییم آی بگیر و ببند و خفقان و غیره، این کارها بس است دیگر.
در این برنامه خانم رضوان مقدم (از کمپین یک میلیون امضا)و آقای علی طائفی سخنرانی میکنند.من هم چند آهنگ را اجرا خواهم کرد.این برنامه مصادف با روزهایی شده است که دانشجویان ایرانی را به بند کشیده اند .
شرکت در این مراسم رایگان است.
زمان :۸ مارس از ساعت ۱۶_۱۹
مکان:Hu.Town
Hustatdring 7 44801 bochum بخوم
گفت و گوئ رشید اسماعیلی با آرش سبحانی در بامداد خبر اینجا یا در ادامه ی مطلب
همین الان خبردار شدم که امید پور یوسفی اشتباها این ویدئو رو با صدای من برای صدای آمریکا فرستاده و بسیار ناراحته.من باور میکنم!.در هر صورت همکاری من با این گروه به اتمام رسیده و من به تنهایی به کارم ادامه میدم.همون طور که گفتم تا چند وقت دیگه کارهای جدیدم منتشر میشه..از این به بعد آنچنان مسائل رو با شما در میان میذارم که انگار در اتاقم هستید و در حال حرف زدن با همیم.دیدید رپرها موقع کل کل کردن میگن ما فلانیم ،این کارو میکنیم و اون کارو میکنیم... آس من مخاطبای منن .من اشتباه نکردم درباره ی دوستانم.چیزای ما واقعا تیزن .گاهی چنان در باره کارهای من نظر میدن که وحشت میکنم .چطور میتونن مسائل رو و شرایط منو تجزیه تحلیل کنن.دیشب خیلی داغون بودم تا ۵ صبح بیدار بودم .خسته از از رفتن به شهر بن و مصاحبه .اومدم و دیدم اون اتفاق افتاده.حالا پیش میریم.خستم ،گاهی غمگین میشم اما سرپام .اینو قول میدم .
من تیر آخرم
از کمون آرش
رهام بکن بذار ببین تا کجا میرم من.
و امروز دیدم که بدون هماهنگی من و سو استفاده از عدم اطلاع صدای آمریکا از جدا شدن ما ،ویدویی رو با صدای من و آهنگی که تا الان منتشر نشده بود و قرار بود من در آلبوم بعدی ازش استفاده بکنم ،برای صدای آمریکا فرستاده و درخواست کرده که برای حمایت از طپش۲۰۱۲ این آهنگ رو پخش کنند !.آهنگی که اسمش "طرف ما " بود رو با اسم دموکراسی فرستاده و به نام طپش۲۰۱۲ .من چی بگم؟ چی میشه گفت؟ ترانههایی رو که من با همه ی وجودم نوشتم و در تنهایی هام، باهشون گریه کردم و برای بالا کشیدن خودش ،بدون اطلاع من ،پخش میکنه و به ریشم میخنده.من به کار خودم ادامه میدم و همون طور که پیشتر گفتم در حال جمع و جور کردن یک آلبوم هستم،ولی فقط میتونم بگم متاسفم برای خودم،شما و همه ی کسانی که لحظه به لحظه باید نا امید بشن و بگن "اه اینم از اینا"! حالا به نظر شما اون کسی که طرف مسائل اجتمأعی و سیاسی نمیره ,شرف نداره نسبت به کسی که از دردها و زجرهای مردم استفاده میکنه برای ساپورت شدن توسط یک کشور خارجی.یا من این قدر احمق و ساده لوح هستم که بزرگ شدههای اروپا نشین ، که ایرانی بودنشون در حد چلو کباب خوردن و دیسکو رفتنس رو همدرد دردهای خودم میدونم و از اونچه بر سر من و ما رفته باهاشون میگم که چی؟که از فلان دولت خارجی بخواد که بهشون کمک کنه تا در ایران با موسیقی دموکراسی برقرار کنن.پس کیهانیها حق دارن به ما بخندن.من ولی نمیخندم.من نمیخندم.نمیخند....نمی....................
نه من هیچی اطلاع ندارم و نمیخوام هم داشته باشم.برای من فرق نمیکنه چه دولتی چی میکنه .همجنسهای من هرجای دنیا باشن باید کار کنن و رنج بکشن و اعتراضشون در نطفه خفه بشه.من از اون دست احمقهایی هستم که به دنیا اومدن تا بمیرن.حالا چه تو زندان و زیر شکنجه یا از کار کردن بالای ۱۰ ساعت در روز.من فقط یه کارگرم همین.
اینها رو نوشتم چون نمیشناسمتون و میخوام در رویام تصور کنم که از دنیای دروغ و زشت آدمکها نیستید.کسایی که نمیشناسمتون ،جز از نوشتهها و پیامها و حرف هاتون.چه قدر بودن آدم ارزونه، نه؟