|
در این مدت ,از پیش از انتخابات تا الان, ایمیل های بیشماری دریافت کردم که از من می خواستند که دربارهء انتخابات بخوانم . تحریم کنم, تبلیغ کنم و این چند روز هم مدام می شنوم که "چرا ساکتی؟"
دوستان من تهیه و ساخت و ضبط کاری با کیفیت ,یقینا نیازمند زمان است و بی حساب کتاب نمی شود کار کرد .من هم تا جایی که توان دارم, نمی خواهم کار بی کیفیت و عجله ای منتشر کنم.
دیگر اینکه من کارخانه ی ترانه سازی نیستم که موضوع (مواد)بدهند و کالا دریافت کنند.ترانه برای من اتفاق می افتد. گاهی وسط یک جمع که نشسته ام و گاهی در خیابان و... گاهی اتفاقی تا مغز استخوانم نفوذ می کند ,اما چند ماه بعد بدون آنکه به آن بیاندیشم ,در ترانه ام پیدا می شود .جدای از این مسائل من بارها عرض کردم که تمام نیرویم را برای آلبوم جدید صرف می کنم .با توجه به اتفاقات اخیر محتوای آلبوم هم کمی تغییر میکند .اسم آلبوم و حتی کاور آن هم تغییر می کند.الان همه در فضا هستیم . هیچ کسی هم نمیداند که یک ماه دیگر چه میشود.اما ...
چند روز پیش فیلم کوتاهی را دیدم که مرا تکان نداد ,بلکه دچار رعشه ای درونی کرد . همسرم که بزرگ شدهء اینجاست نیز, متاسفانه این صحنه را دید و من در برابر گریه های گاه و بی گاهش ناتوان شده ام .من در شش سالگی اولین مردهء زندگی ام را دیدم و او پدرم بود.در نوجوانی برادرم علی را یخ زده در خانه اش یافتند و من دوباره "مرده دیدن" را تجربه کردم .باری , تا به امروز باید بیش از ده زن و مرد بی جان را دیده باشم .
ساعت سه شب و از آلبوم و آهنگ به مرده رسیده ام !
تا دو روز دیگر آهنگی را منتشر میکنم . این تمام احساس من در قالب ترانه ای رپ می باشد .از آن دست کار هایی ست که نوشتم و گریستم.بیش از این نمی گویم تا بشنوید .
به امید فردا